محمد خوانسارى
328
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
همراه با تهويل ، يعنى همراه با تهديد و تخويف و توسل به زور . Argumentum ad hominem 1 - نوعى مغالطه و آن حجّتى است كه بسبب مبتنى بودن بر آنچه خصم پذيرفته ، براى او الزام آور است . 2 - حجت مبتنى بر تشنيع گوينده . Argumentum ad misericordiam نوعى مغالطه كه مبتنى است بر استرحام يعنى مظلومنمايى و برانگيختن ترحّم . Argumentum ad populum نوعى مغالطه مبتنى بر برانگيختن احساسات عامهء مردم . Assent قبول ، ايقاع ، پذيرفتن ، صحّه گذاشتن ، اثبات يا نفى . به نظر لالاند قلمرو معنى اين لفظ از قلمرو « certitude » ( يعنى يقين يا اعتقاد جازم ) وسيعتر است . و از گمانهاى ضعيف و اعتقادهاى سست تا اعتقاد جازم يعنى يقين كامل را شامل مىشود . Assertion ايقاع ، حكم كردن به صدق يك قضيّه ( ايجابى يا سلبى ) . Assertoric قضيهء واقعى ، قضيّهء وقوعى ( يعنى قضيّهاى كه ذهن به وقوع آن يعنى فعليّت داشتن آن حكم مىكند بدون اينكه ضرورتى براى آن قائل باشد ) . Attribute محمول attribute ولالاند توصيه مىكند كه بين Predicate فرق گذاشته شود . اصطلاح نخستين را به مواردى اختصاص دهيم كه محمول بوسيله « is » به موضوع اسناد داده شود ، وادات ربط اصطلاح دوم را به معنى عامترى كه امروز منطقيان جديد به كار مىبرند . مثلا در قضيّهء « انسان پستاندار است » ، لفظ « پستاندار » attribute است ، در صورتى كه در قضيّهء « انسان مىانديشد » ( كه اسناد بدون ادات ربط predicate است . است ) ، « مىانديشد » Attribution اسناد ، حمل Attributive proposition قضيّه حملى Axiom axioma ( مشتق ازمأخوذ از ريشهء يونانى « 1 » axios كه به معنى ارزشمند و شايسته است ) . 1 - علم متعارف يا اصل متعارف و آن به معنى دقيق كلمه عبارتست از قضيّهاى كه به خودى خود axiology بمعنى علم ارزشها يا
--> ( 1 ) . چنان كه امروز شناخت ارزشها است كه البته مراد ارزشهاى معنوى و اخلاقى است .